تبليغاتX
devil girl

devil girl

عكس و شعر

خنده مثل افتاب است. همه ي روز را تازه  مي كند.قله هاي زندگي را به نور خود نوازش ميدهد.وابرها را دور مي راند.روح را شادمانه مي شود 

كه اوازش ميشنود و شهامتش را سخت احساس مي كند.خنده درست همانند افتاب است.كه مي ايد و مردمان را نشاط مي بخشد.

+نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت13:20توسط ايسان | |

 

در عرصه ي حيات هيچ واژه اي زيباتر از عشق و دوستي و محبت نيست. رقص زبيباي پروانه و سوختن شمع و حتي آواز پرندگان هم خبر از دوستي ميدهد. در کنار گرماي وجود دوستان خوب ميتوان با قلبي پر از اميد به فرداي دوردست نگريست. و زندگي را به تماشا نشست.............! زندگي گلي است که گلبرگهايش دروغين خارهايش حقيقت است زندگي جاده اي يکطرفه است که در آخر جاده نوشته شده " دور زدن ممنوع

 

+نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت10:58توسط ايسان | |

تو براي رفتن بهانه اي ميخواستي و من براي ماندن بهانه اي . تو رفتي و اين بهانه اي

شد براي ماندن و انتظارم.ام هميشه به اين مي انديشم  بهانه ي تو براي رفتن چه بود؟

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت8:22توسط ايسان | |

 

 واژه هايم گويي در سايه قرار گرفته اند كه دل سرد تو را با من مهربان نمي كنند.

گويي حرف هاي شيرين مرا نمي شنوي و نا مهرباني و تلخي وجودت را لبريز كرده

است.تبسمي كافي است تا يخهاي وجودت را اب كند و ما را به هم نزديكتر

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت14:1توسط ايسان | |

شيطنت هايم  را لاي بالشم پنهان ميكنم.

خنده هايم را در سينه حبس ميكنم.

حرف هايم را كه پر از بغض و گلايه اند به دست باد ميسپارم و چشمانم را ميبندم . اشك هايم را پاك ميكنم..............شايد فردا كسي مرا به ياد اورد

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت14:58توسط ايسان | |

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

تو چیستی که من ز موج هر تبسم تو

به سان قایق سر گشته رو به گردابم

چه ارزوی محالی است زیستن با تو

مرا همی بگذارند یک نفس با تو

به من بگو مرا از دهان شیر بگیر

به من بگو برو در دهان شیر بمیر

هر انچه خواهی ز من بخواه

صبر مخواه

که صبر راه درازی است

به مرگ پیوسته است

تو ارزوی بلندی و دست من کوتاه

تو دور دست امیدی و پای من خسته است

همه وجود تو مهر است و پای من محروم

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت10:3توسط ايسان | |

 

د خواهر کوچکم از من پرسيد

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت

روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو

ميداد

آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

بعدها وقتي غم سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي

-         پنج وارونه چه معنا دارد

+نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت20:32توسط ايسان | |